به گزارش خبرگزاری فارس، یازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در راه است و این روزها شاهدیم که کارشناسان و صاحب‌نظران حوزه های مختلف از قبیل کارشناسان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و .... مطالبات خود را از رئیس جمهور آینده مطرح می کنند و مسایل را بیش از گذشته مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند.
در همین زمینه سرویس ورزشی خبرگزاری فارس به سراغ 3 مدیر که از اهالی فن در ورزش محسوب می شوند رفته تا با بیان نقاط ضعف و قوت ورزش کشور، رئیس جمهور آینده را برای احیا مطلوب تر ورزش کمک کنند.
در این میزگرد با عنوان مطالبات اهالی ورزش از رئیس جمهور آینده، آقای مصطفی هاشمی‌طبا، رئیس سابق تربیت بدنی، آقای سعید فائقی، معاون سابق تربیت بدنی و آقای هادی حسینی، سخنگوی فراکسیون ورزش مجلس جمهوری اسلامی مهم ترین ضعف ها و کاستی های ورزش را مطرح کردند و مطالبات ورزشی ها را به گوش رئیس جمهور آینده رساندند.
فارس: انتخابات ریاست‌جمهوری  نزدیک است حوزه‌های مختلف از جمله حوزه های اقتصادی  و اجتماعی کشور درگیر این موضوع هستند ما هم می‌خواهیم در این میزگرد مطالبات اهالی ورزش از رئیس‌جمهور آینده را بررسی کنیم این که ضعف‌ها و کاستی‌ها چیست و چه راهکارهایی دارید؟  هاشمی طبا: من اصلاً این داستانی که می‌گویید در زمینه‌های مختلف چه مطالباتی از رئیس‌جمهور دارید؟ من با کلمه مطالبات مخالف هستم برای اینکه منشأ  این واژه یک منشأ حلال‌زاده نبود، این قضیه مطالبات موقعی مد شد که آقای خاتمی آمد و رئیس‌جمهور شد و چون می‌گفتند من می‌خواهم توسعه سیاسی بدهم یک عده‌ای که مخالف ایشان بودند گفتند مطلب توسعه سیاسی مطلب مهمی نیست، مردم مطالبات اقتصادی دارند.
 سید هادی حسینی: یا مطالبات سیاسی!
 هاشمی‌طبا: نه، گفتند مردم اصلاً مطالبات سیاسی ندارند،موضوعات سیاسی مسئله‌اش حل است، مردم مطالبات اقتصادی دارند و ایشان باید مطالبات اقتصادی مردم را جواب بدهد و درآرشیو روزنامه‌ها همه اینها هست. بنابراین به نظر من این کلمه مطالبات کلمه حلال‌زاده‌ای نیست و من به نظرم می‌آید اینکه مردم از نظامشان مطالبات داشته باشند حرف درستی نیست. برای اینکه نظام و مردم اگر واقعا با هم باشند باید با هم کار کنند. مثل این است که بگوییم حالا دولت از مردم چه مطالباتی می‌خواهد؟! این‌ها حقوق متقابل دارند یعنی اگر دولت را به عنوان نماینده مردم بشماریم در حقیقت باید روند توسعه اجتماعی طوری باشد که جامعه را در یک سطح عادلانه سامان دهد، وگرنه اگر قرار باشد هرگروهی یا گروه‌های مختلف مردم مطالبات مختلفی را مطرح کنند این مطالبات اصلاً حد و اندازه ندارد. اما اینکه ما بگویم که مثلاً ورزش باید چه شکلی باشد این را می‌توانیم بگویم، البته باز هم نمی‌توانیم به عنوان مطالبات بگویم بلکه به عنوان اینکه روند توسعه کشور چگونه باید باشد تا به این اهداف برسیم، وگرنه اگر قرار باشد همه طلب‌کار از دولت باشند، دولت اصلاً توانایی چنین خواسته ای را ندارد.
دولت هم عبارتی است از مجموعه‌ای محدود که در رأس‌اش یک تعدادی محدود آدم نشسته‌اند و یکسری کارمند هم دارد که مردم هم جزو دولت هستند. به قول معروف چاقو که دسته‌ خودش را نمی‌برد بنابراین من اصلاً با این نگاه مخالفم که مطالبات را مطرح کنیم ما باید بیاییم روند شدن جامعه‌مان را در نظر بگیریم و بررسی کنیم که چطور می‌شود جامعه‌مان به یک جامعه توسعه یافته تبدیل شود.  اتفاقاً  هفته گذشته فردی که سابقاً رئیس سازمان برنامه و بودجه دولت خاتمی بود یک مقاله‌ای در یک روزنامه منتشر کرده بود ایشان که جزو اصلاح‌طلبان هستند گفته بود که کلمه توسعه کلمه اسلامی است کلمه پیشرفت یک مقدار داروینیسم درونش دیده می شود من دیدم اتفاقاً حرف خوبی است مثلاً زمان مدیریت ما در ورزش، بحث توسعه در ورزش مطرح می شد. می‌گفتند توسعه را توسعه نگویید،چراکه یک کلمه‌ای آمریکایی است، اما آمریکایی development استdevelopment را هم شما می‌توانید به هر کلمه‌ای دوست دارید معنا کنید آن آقا می‌گفت کلمه پیشرفت که می‌گویند پیشرفت یعنی اینکه یک سلسله حلقه زنجیره‌ای که هر زنجیره نسبت به زنجیره قبلی تکامل یافته‌تر است چون باید پیش‌برود، می‌گفت این بیشتر به داروینیسم می‌خورد تا کلمه توسعه. از این مقدمه که بگذریم آن چیزی که به عنوان بحث ورزش و تربیت بدنی در جامعه ما مطرح می‌شود یک نقاط مشخص و روشنی را دارد که متأسفانه هیچ یک از دولت‌های ما بهش توجه نکرده‌اند چون اصلاً معنی تربیت بدنی در کشور ما را نفهمیدند، تربیت بدنی ترجمه  physical education است.
یعنی education است؛ یعنی تربیت و تعلیم که از راه فیزیک برای آدم حاصل می‌شود؛ یعنی همان تربیتی که ما می‌گوییم پایه‌هایش برای اجرایی شدن همین تربیت‌بدنی است. مثلاً شما می‌گویید یک آدم با تربیت است یعنی چی؟ می‌بینید حرکاتش خوب است، هنگامی که انسان را می‌بیند سلام می‌کند، حقوق دیگران را رعایت می‌کند، این‌ها همه‌اش در ضمیر وجودیش نهادینه شده، ملکه وجودش شده است، این ملکه وجودیش از طریق ورزش و عملیات اجرایی می‌تواند به او حاصل شود. مثلاً قانون‌گرا بودند، اگر یک کسی ورزش بکند چون قاضی در زمین است و باید بر اساس یک مقرراتی ورزش کند خود این قانونگرایی بودن و تبعیت از یک قاضی، او را به تدریج یک قانون‌گرا می‌کند. او می‌گوید ما در ورزش بودیم و قانون‌گرا بودن را یاد گرفتیم در بیرون از محیط ورزشی هم باید قانون‌گرا باشیم.  اگر در ورزش رعایت حقوق حریف را کردیم در بیرون هم این ملکه می‌شود رعایت حقوق مردم را می‌کنیم.خوب این اصلاً از کجا به کشور ما آمده است؟تعلیم و تربیت کشور ما ناشی از کشورهای اروپایی و کشورهای آمریکایی است، یعنی این داستان تعلیم و تربیت به این صورت، در حقیقت مال (جان دویی) آمریکایی است که فیلسوف بوده و گفته که تعلیم و تربیت باید از طریق ورزش انجام شود که به اصطلاح بچّه‌ها تعلیم و تربیت ببینند، به همین دلیل هم در فرانسه 30 ساعت از کلاس‌های درسی به ورزش اختصاصی دارد اما این را آموزش و پرورش ما توجه نکرده است،ما آن موقع‌ها در لیست درسی‌مان نقاشی داشتیم، کار دستی داشتیم، خط داشتیم، ریاضی داشتیم، ورزش داشتیم، هرکدام از آن ها هم یک فلسفه‌ای پشتش است، بعد مسئولان ما فلسفه‌ای که پشت اینها بود را نفهمیدن، همه این‌ها را یواش‌یواش حذف کردند یا مثلاً اعلام می‌کردند در ساعت ورزش ریاضی حل بکنید.
در نتیجه پایه‌های ورزش و تربیت‌بدنی، یعنی تربیت انسان از طریق بدن در جامعه ما حذف شد، بعد از این ورزش و کسانی که از مدارس ما در می‌آمدند آدم‌هایی بودند که از لحاظ ورزشی ناپخته، حالا از نظر تربیتی آنها را کنار می‌گذاریم، از نظر تربیتی هرکس از کوچه و خیابان محل زندگی اش پرورش یافته بود و شاید مدت زمان کمی را در کنارخانواده بوده و بیشتر اوقاتش در کوچه سپری کرده است، ما هم همینطور بودیم. این‌ها وقتی وارد سیستم ورزش مملکت می‌شوند آدم‌های خامی می‌شوند، یعنی فرض کنید که از 3-2میلیون نفر خروجی آموزش و پرورش آدم‌های که ورزش می‌دانند و بدنشان آماده ورزش است. بسیار ناچیز است. از آن طرف ما اصلاً باشگاه ورزشی نداشتیم و نداریم، یعنی تلاش در ایجاد جاهایی که باشگاه داشته باشند یعنی بچّه‌ها و مردم بروند در آنجا باشند را نداریم، نه اینکه یک تیم باشد مثل پرسپولیس و استقلال و نهایتاً هم بروند در استادیوم بوق بزنند، بلکه بروند آنجا زیر نظر مربیان ورزش کنند و ورزش خود را ارتقاء بدهند، ما اگر بخواهیم ورزشمان به یک نقطه مناسبی در جمهوری اسلامی برسد؛ این 2 تا را باید احیاء کنیم یکی تربیت بدنی و ورزش در مدارس مان و دانشگاه‌هایمان و دوم هم باشگاه‌های‌مان در داخل ایران. یعنی واقعاً برویم دنبال اینکه باشگاه داشته باشیم نه اینکه یک زیرزمینی باشد و چهارتا بدنسازی باشد؛ چنین فضایی باشگاه نیست، در آلمان 80 هزار باشگاه است.
 یا در فرانسه یک منطقه ای بود که در مسابقات جام‌جهانی 1998 فرانسه تیم ملی در آنجا اسکان داشت در آنجا دو باشگاه بود هر دو  باشگاه زمین چمن، پیست تارتان، استخرشنا، سالن تیراندازی، سالن و رزش‌های توپی، ژیمناستیک و غیره... را در اختیار داشت ، همه این امکانات برای 5 هزارنفر آدم بود. در ایران هم می‌توان چنین شرایطی باشد، بنابراین باید هر دولتی که می‌آید اگر علاقمند است به آینده جوانان ما و ورزش کشور این دو تا را درست بکند بقیه چیزها خود به خود از نظر تشکیلات درست می‌شوند.  در گذشته ایران جزو معدود کشورهایی بود که لیگ سراسری باشگاهی داشت. البته ما تیم‌ داریم و باشگاه به آن معنا خیلی کم داریم. به نظرم اگر می‌خواهیم حرکتی در ورزش انجام بدهیم این 2نکته را رعایت کنیم مشکلی نخواهیم داشت. البته در پرانتز هم بگویم آنقدر مسائل در کار کشورمان حاد است ورزش هیچ چیز نمی‌خواهد بقیه را درست کنند ورزش درست می‌شود.
فارس: آقای حسینی شما چه انتظاراتی از رئیس‌جمهور آینده برای ورزش دارید؟
سید هادی حسینی: من تشکر می‌کنم از آقای هاشمی طبا که هم پیشکسوت و هم استاد ما آقای فائقی هم همین طور و خوشحالم که در این جمع هستم.اما باید بگویم من مسئله مطالبات از رئیس‌جمهور را خیلی بهش ایراد نمی‌گیرم، حالا یک غلط باب شده است، یک حقوق طرفین است که هم دولت و هم ملت ممکن است نسبت به هم داشته باشند. به نظر من در قالب تقاضای مردم از نظام که هم مردم به گردنش حق دارد و هم نظام به گردن مردم حق دارد، در واقع اینطور بگویم، به همین دلیل اگر کلمه مطالبات را مطرح کنیم اشکال ندارد و اما آنچه چیزی که دولت آینده یا هر دولتی برای ورزش باید به‌ آن توجه کند به نظر من اولویتش برنامه است. ما در نظام سازمان تربیت بدنی یا در وزارت ورزش حاضرمان تا آن زمان که من یادم است بعضی از رؤسای سازمان یا بعضی از دولت‌ها به موضوع برنامه توجه شد، مثلاً حالا یکی که اکنون در جمع ما نیست را بگوئیم آقای مهرعلیزاده که به برنامه توجه داشت. آقای هاشمی طبا در زمان تصدی‌گری‌اش در سازمان تربیت‌بدنی در برنامه به بعضی از جنبه‌هاش توجه داشت، مثلاً در سال 1377، بحث پایگاه‌های قهرمانی و همچنین برخی موضوعات دیگر که به آنها می‌چسبید مطرح شد و در بحث تیم‌ملی فوتبال که پیش از آغاز میزگرد مطرح بود، هاشمی‌طبا به بحث فیزیکی ملی‌پوشان اشاره کرد و می‌گوید گفت اگر ملی‌پوشان قدرت و تمرکزشان را به نمایش بگذارند ممکن است مقابل قطر پیروز شویم. چرا هاشمی طبا چنین استدلالی دارد؟ چون زمانی که در سازمان تربیت‌بدنی بوده به موضوع پایگاه قهرمانی و امتیاز آدم‌هایی که به مسابقات اعزام می‌شدند توجه کرده است. می‌خواهم بگویم اگر یک دولتی به برنامه در ورزش توجه داشته باشد. فکر می‌کنم شرط اول قدم است که تو همه جنبه‌ها به خصوص جنبه ورزش برای مسئله توسعه یا پیشرفت یا رشد، مدنظر قرار بگیرد. اگر بخواهیم دولت آینده در جهت توسعه عمل کند حتماً باید ورزش را ببیند.ضمن اینکه  این نکته آخر آقای هاشمی‌طبا را که من یک بار هم از تلویزیون شنیده بودم که طرف از شما پرسیده بود که چرا در جام جهانی 1998 چرا فوتبال ما موفق نبود؟گفت: حالا در کدام حوزه موفق بوده‌ایم که در فوتبال بخواهیم موفق شویم؟
تفاوت فوتبال فرق با سایر حوزه‌ها این است بعد از 90 دقیقه معلوم می‌شود یک توپی از خط دروازه‌ها گذشته است و کدام تیم شکست خورده و کدام تیم پیروز شده است. اما مگر در صنعت بُرده‌ایم؟ مگر در کشاورزی برده‌ایم؟ مگر در سایر حوزه‌ها بُردیم و یکسری مقیاس این‌چنینی که خوب می‌شود از آن اینطوری استفاده کرد که اگر ما در امور کشورداری به موضوع توسعه بپردازیم که فراگیرتر از صنعت و ورزش است؛‌چون اگر صنعت ما درست شود کشاورزی درست شود حتما ورزش ما هم درست می‌شود. در گذشته آقای فائقی در سازمان گسترش فعال بوده، جایی که قبل از انقلاب در آن بنا بر نیاز کشور اشتغال زایی می کردند و بر حسب نیازهای هر منطقه و خواسته های مردم آن بخش برنامه ریزی می کردند. مثلاً در حوزه منابع طبیعی، جایی که چوب بوده، برنامه‌ریزی برای استفاده بهینه و برآورده کردن مایحتاج مردم را دیده بودند.مثلا در قائم‌شهر کارخانه نساجی تعبیه کرده بودند و تا وقتی کارخانه نساجی بود باشگاه نساجی هم بود، به معنای واقعی باشگاه بود و تیم نبود. کُشتی داشت، ژیمناستیک داشت، فوتبال داشت؛ در واقع در اکثر رشته‌های ورزشی فعالیت می‌کرد. والیبال و شطرنج هم بودند.
با این حال می‌آییم 200 متر آن طرف تر یا 5 کیلومتر این طرف‌تر می‌بینیم یک شهر دیگر یک صنعت دیگر یا مجتمع صنعتی، کنارش یک باشگاه دارد، چون در آن زمان فضا دولتی بود، این‌ها هم دولتی بودند. اشکالی بر ما نبود چون فضای ورزشی دولتی بود.
نکته دوم ویژگی دولت است. باید دولت عاقل باشد، یعنی رفتارش نسبت به مسائل عقلایی باشد. مثلاً یک دفعه دامن تصمیمش نرود به اوج بند شود، یک دفعه بیایید به خاطر مثلاً زاویه با آقای فائقی یابنده یا آقای هاشمی طبا این حوزه را به صفر بند کند. به نظر من رفتارش باید عقلایی باشد. مسئله بعدی اینکه مدیریتش به خصوص مدیریتش در بخش ورزش دانش‌محور باشد. ما الآن در رشته ورزشی دانشجو خیلی تربیت می‌کنیم به نظر من خیلی از این‌ها به درد ورزش نمی‌خورند. چند تا لیسانس، فوق‌لیسانس و حتی دکترا تربیت‌بدنی که تربیت می‌کنیم از دانشگاه می‌آیند می‌نشینند پشت میز اداره؟ در واقع آنها مثل یک دیپلمه ساده  که تازه از پشت میز مدرسه آمده با آن کارشناس هیچ فرقی ندارند.فارغ التحصیل‌های دانشگاهی شاید برخی از اصطلاحات تخصصی و ورزشی را بلد باشند، آن هم قربانش برم که بلد هم نیستند. موضوع بعدی به نظر من برون‌گرا بودن مدیریت است. برون‌گرا بودن از حیث دولتی بودن و غیردولتی بودن را عرض می‌کنم. معمولاً نگاه‌ها به ورزش نگاه‌های دولتی بود و ما نتوانستیم بار سنگینی که امروز روی دوش ورزش است را بگذاریم روی دوش جامعه‌ای که می‌تواند آن بار را با خودش حمل بکند. بسیاری از آحاد جامعه الآن ظرفیت این را دارند که بار ورزش را به دوش بکشند. چه بار سخت‌افزاری چه بار نرم‌افزاری. ولی ما اجازه نمی‌دهیم. ما دراز کشیدیم و شیرجه رفتیم روی همه آحاد ورزش و دستمان و پایمان را باز کردیم که هرچه می‌توانیم با دستان و پاهایمان آن را پنهان کرده‌ایم تا هیچ کس ورود این حوزه نشود. این کار را کرده ایم تا مبادا یک بخش خصوصی وارد شود یا یک فرد توانا وارد شودو ان را بردارد و او را جلو ببرد و موضوع بعدی ما به نظر من کلان نگر بودن ساختار ورزش یا همان وزارت ورزش و یا مدیریت ورزش یا مدیریت عالی کشور است که باز هم از ضعف‌های عمده ورزش ما است. مثلاً موقعی که من مدیر ورزش یک استان یا یک کشور هستم نگاه نمی‌کنم اگر ارتش هم وارد ورزش شود می‌تواند یک سالن کنار پادگانش بسازد که در اوقات فراغت مردم آن محل هم می‌تواند از آن سالن ورزشی استفاده کنند یا سربازانش استفاده کنند. دانشگاه هم می‌تواند اماکن ورزشی بسازد، دستگاه‌های دیگر هم می‌توانند بسازند، آموزش و پرورش هم می‌تواند بسازد. در بودجه هم که ما الآن هستیم هر کس می‌آید چانه خودش را می‌زند.آموزش و پرورش می‌آید می‌گوید بودجه ورزشی ما را 2 ریال برایش بگذارید، بسیج می‌گوید برای ورزش ما یک ریال بگذار، نیامده‌ایم این‌هارا یک‌جا جمع کنیم، یک نگاه کلی‌نگر برایش باشد که در روستایی که من هم به عنوان مدیرکل تربیت بدنی سالن می‌سازم، آقایی هم که مدیرکل آموزش و پرورش است نرود در همان روستا کنار مدرسه‌اش سالن نسازد. برود یک روستا پائین‌تر، یک محله پائین‌تر بسازد، یعنی بتوانیم با یک نگاه کلان به مسئله ورزش یک توضیح مناسب داشته باشیم، یا موضوع بعدی مطالعه درست است که در حوزه دانش می‌توانیم یعنی آمایش دانش درست است که باز به نظر من نداریم. من این را بارها مثال زده‌ام مثلاً ما در کشتی در هفت-هشت استان کشور ظرفیت داریم، ظرفیت حداقل بالفعل داریم یا بالقوه‌ای که تبدیل بالفعل شود را داریم.
 مثلاً تهران را داریم، مازندران را داریم،‌کردستان را داریم، همدان را داریم،  خوزستان، همدان، قم هم داریم، 8-7 استان هستند که قم و خوزستان بیشتر جنبه فرهنگی‌شان قوی‌تر از استان‌های دیگر است. مثلاً کرمانشاه را داریم، ولی وقت توزیع اعتبار می‌کنیم آقای هاشمی‌طبا یا آقای فائقی یک اعتبار، 100 میلیون تومان برای آن  می‌گذارند تقسیم بر 30 استان می‌کنند. نفری 5 میلیون یا 7 میلیون به کشتی هر استان می‌رسد. نگاه همان بر اساس یک نگاه مطالعه محور و آمایش درست نیازها نیست یا سالن‌هایی که می‌سازیم که هیچ برنامه‌ای برایشان نداریم، همان سالنی که برای فوتبال می‌سازیم مسابقات کشتی را هم در آن برگزار می‌کنیم، نمی‌گوییم منابع محدود است، برای گرما و سرمای آن سالن ها، برای نگهداری‌شان و بحث‌های دیگرشان باید توجه لازم قرار بگیرد تا در نهایت از سالن‌های ورزش استفاده بهینه صورت گیرد.  به نظر من 6-5 محور اصلی اهمیت ورزش برای رئیس‌جمهور آینده  اینها هستند حالا من به خاطر اینکه می‌خواهیم فرصت را در اختیار استاد فائقی  قرار دهم که از بحث‌های ایشان هم استفاده کنیم بقیه حرف‌هایم را به مرحله بعد می‌گذارم.
 فارس : آقای فائقی چندین مقاله و مصاحبه از شما خواندیدم که تاکید داشتید بر برنامه محور بودن مدیران ورزش، الان انتخابات ریاست جمهوری نزدیک است و موضوعات ورزشی که باید رئیس جمهور آینده مورد لحاظ کند از نظر شما چیست؟
فائقی: ضمن احترام به نظر همه دوستان که دارند آماده می‌شوند برای ریاست جمهوری، باید توجه داشته باشید ما همین الان 2 برنامه را داریم، یک برنامه داریم تحت عنوان افق 1404، یعنی کلید دستگاه ها و سازمان‌ها نهادها تکلیف شان تا سال 1404 این برنامه مشخص کرده است، یک برنامه هم داریم 2 سالش گذشته است تحت عنوان برنامه ها 5 ساله پنجم که 2 سال گذشت.
هاشمی‌طبا: برنامه‌ای که دولت گفت خمیرش کردم.
حسینی: هست اما دولت گفته بود من خمیرش کرده بودم، آقای احمدی نژاد فرمایشش این بود "ببخشید میان فرمایشات شما" این برنامه 5 ساله پنجم که چیزی نیست ما این را یکساله انجام ما دهیم این برنامه  بگذارید کنار، ما خودمان داریم کار می‌کنیم.
فائقی: برای برنامه 1404 هم ایشان ( احمدی نژاد) گفت که بی سوادها آن را نوشته اند ولی به هر صورت این عزیزانی که دارند می‌آیند آن برنامه 1404 یک افقی را روشن کرده است، آنجا هم آن افق در همه‌ی مجموعه توسعه آمده گفته که ما در مساله دنیا یک موقعیت معنی داری داشته باشیم، در منطقه اول باشیم، این‌ها را همه را تا 1404به طور روشن پیش بینی کرده است. برنامه 5 ساله پنجم هم با اینکه می‌توانست برای ورزش خوب نوشته شود، به دلیل اینکه اولین بار بود که در ترم برنامه نویسی همه‌ی این سال‌ها در آن مقدمه‌ای برای 5 سال تدوین می‌شد، برای اولین بار ورزش آمده  اهتمام بر توسعه ورزش را مطرح کرده بود. دو تا بند بسیار قوی داشت یکی اهتمام توسعه ورزش ، یکی هم تحول بنیادین در آموزش و پرورش. یکی از آن تحولات برای ورزش دیده شده بود. یعنی از نقطه نظر تربیت، مهارت وغیره... این‌ها را دیده بودند.   در برنامه‌5  ساله دوستان به هر صورت نوشتند آنجا هم ورزش دو تابند دارد (13و 14) که این این دو تا بند را در رابطه با توسعه ورزشگاه ها و یک بخش هم برای بخش خصوصی رهنمودهای داده شده است، این دوستان که حالا هر 8 نفرشان نامزدهای ریاست جمهوری  هستند به نظر من هر کدامشان این را پیش رو دارند اما  چون از 4 ساله اول دوره ریاست جمهوری 3سالش را از همان برنامه 5 ساله می گیرد و اگر هم 8 ساله نگاه کنیم اتفاقا تا 1404، بیشترین بار برنامه در 8 سالی است که ایشان یعنی "رئیس جمهور یازدهم و دوازدهم" است.
  اکنون در سال 92 هستیم تا پایان مدیر ورزشی بعدی سال1400 می‌شود یعنی رئیس جمهور بعدی 4 سال فرصت برایش می‌ماند. بنابراین اگر فردی فراتر از این حرف بزند، دارد مردم را گول می‌زند؛ اصلا حرفش پایه و اساس ندارد. اگر در این چارچوب حرف زد معلومه که برنامه خواهد داشت، محورهاش اگر در این محورها تطبیق پیدا کرد، مثلا فرض کنید در حوزه ورزش بگوید در همین چهار سال اول، الان موقعیت‌مان در آسیا این رتبه است، مثلا 10 ورزش آسیایی دارم حالا این 10 رشته را به 20 رشته افزایش می‌دهم. به لحاظ مکان و رتبه ورزش استانداردهای آسیا روشن است، برای اینکه می‌خواهیم در آسیا اول شویم بگوید انحراف های استانداردهای من ترکیه و آذربایجان است. با این‌ها مقیاس کند و بگوید آنها اگر سرانه ورزشی‌شان A است من در این 4 سال به این A می‌رسم، باید حرف ملموس بزند، حالا اینکه بگوییم من آن که رستم بود پهلوان، اینطور صحبت کردن‌ها در گذشته زیاد حرف زده شده و مردم ما هم لاقل در حوزه ورزش آگاهی پیدا کرده‌اند.
 فارس: یعنی 2 تا طرح خوب است که رئیس جمهور آینده می‌تواند از آن استفاده کند؟ فائقی: می‌تواند نه، باید استفاده کند،این‌ها باید درآن چارچوب حرکت کنند، مملکت زحمت کشیده برنامه نوشته، گرفتاری ما این است که وقتی دولت جدیدی سر کار می آید برنامه های قبلی را کنار می گذارد آن مطلبی که سید هادی حسینی به آن اشاره کرد را به خوبی یادم هست که برنامه‌ای تحت عنوان راهبرد تربیت نسل جوان از طریق ورزش در برنامه سوم توسط شخص خود آقای هاشمی طبا کتابی تدوین شد و من چون در حوزه ورزش مسئولان تدوین برنامه سوم بودم  وقتی به سازمان برنامه رفتیم و برنامه را به آنها ارائه کردم متاسفانه مدیران اقتصادی ما این را اصلا نگرفتند، اصلا لمس نکردند و این برنامه را کنار گذاشتند. فارس: طرحی که هزینه و زمان برده بود؟
فائقی: هم زمان و هم هزینه برده بود و هم استراتژیک و راهبردی بود. ما حرف برای گفتن داشتیم، آمار گذاشته بودیم، تمام آن اهداف را درونش گنجانده بودیم مثلا اگر می‌خواهیم صنعتی بشویم صنعت آدم ورزیده می‌خواهد، اگر می‌خواهیم قانون مدار باشیم به این دلایل است، حتی در آن آورده بودیم ورزشگاه‌ها کشور نشان می‌دهد قانون گریزی یک اصل است. این تماشاگران که می آیند با داور برخورد می‌کنند این خطر است ، این دارد نشان می‌دهد جامعه ما از ورزشکار ما قانون گریزی می‌طلبد، در این جامعه یک مهندسی فرهنگی لازم است، این موارد همگی در آن برنامه بود. این مدیران اقتصادی نمی‌گرفتند ما هم دائما می‌گفتیم و در همان کتابچه هم بود. در مقابل آنها هم دلایل خودشان را داشتند اما می‌خواهم عرض کنم بالاخره آنقدر اصرار از ما از آنها انکار، به ما گفتند بروید یک طرح جامع بیاورید این شد برنامه سوم. گفتند یک طرح جامع هم بیاورید که آن را هم ما باز یک نقطه قوت می دانستیم، گفتیم خیلی خوب حالا ما که این راهبرد نسل جوان را نوشته بودیم، حالا این را ما بریم یکی مقدار غنی شده و قوی‌ترش می‌کنیم و می‌آوریم که دیگر عمر مدیریتی ما کفاف نداد. 70 درصد کار را ما جمع کرده بودیم که دیگر عمر مدیریتمان سرآمد که آقای مهرعلیزاده آمد و آن داستان‌های بعدی پیش آمد و آن چیزی که ما دنبالش بودیم به یک چیز دیگر مبدل شد و نفر بعدی که آمد اصلا تعطیلش کرد،بنابراین با این روش نمی توان ورزش را مدیریت کرد.
فارس: این ریل آمده است اگر ادامه دهیم به نتیجه می‌رسیم
فائقی: اگر این حرف را زدند معلومه می‌خواهند در راستای توسعه کشور حرف زده و گام بردارند اگر که نه شروع کردند از اینکه از آن حرف‌ها که همیشه می‌شنویم، من و شما بدانیم نه تنها در ورزش بلکه در مملکت همان بحث خمیر کردن برنامه‌ها پیش می‌آید، یعنی مملکت برنامه دارد و من اعتقادم اینکه هر کدام از این کاندیدهای رئیس جمهوری باید به این‌ها بپردازند.
 فارس: آقای هاشمی طبا بسیاری از مردم از ورود بی رویه سیاسیون به ورزش ناراحت هستند. به عنوان ریس سابق سازمان تربیت بدنی ورود سیاسی ها به ورزش را چطور ارزیابی می کنید؟
هاشمی طبا:اینکه بگویم سیاسیون آمدند در ورزش باید ببینم که مقصود از سیاسیون چه کسانی هستند. یک وقت یک نماینده مجلس است می آید و یک سمت می‌گیرد و هدفش این است که از ورزش به نفع خودش و موقعیت سیاسی خودش استفاده کند این یک بحثی است که کوبیده است، یعنی هر چیزی آدم بخواهد برای کار خودش بکند، صحیح نیست، اما یک موقع است مدیری که در یک جای مشغول به کار است یک پیشنهاد به او می دهند می رود یک جای دیگر کار می‌کند کما اینکه از من سوال کردند که این دوستان ورزشکار که در شورای شهر هستند چرا به شورای شهر می‌روند، گفتم هیچ شرطی برای عضویت شورای شهر از لحاظ سابقه و پیشینه ذکر نشده است. اگر قرار بود برای حضور در شورای شهر بگویند مثلا آدم هایی که معماری شهرسازی خوانده اند فقط می‌توانند انتخاب بشوند، بله حرف شما درست است اما این‌هایی که برای شورای شهر ثبت نام کردند یک حقوقی دارند می‌توانند شرکت کنند اما آنهایی که انتخابشان می‌کنند باید عاقل باشند.
بنابراین خیلی آدم‌ها هستند که در یک زمینه‌ای یک پیشینه‌ای دارند بعد می‌روند در زمینه‌های دیگر کار می‌کنند اگر کسی چه در ورزش چه در جای دیگر وارد شود و بخواهد از آن ابزار استفاده‌های دیگری بکند طبیعتا این کار، کار درستی نیست، بعضی وقت ها ما فکر می‌کنیم آدم‌هایی که وارد مدیریت ورزشی شدند اصلا قبلا ورزشی نبودند، یعنی از ورزش اطلاع ندارند در حالی که خیلی از آدم‌هایی که آمدند وارد ورزش شدند و خیلی‌ها فکر می کنند که این‌ها سابقه‌ ورزشی ندارند در حالی که آنها سوابق ورزشی هم داشتند. بنابراین ممکن است یک آدمی سیاسی باشد یعنی کسی در سیاست کار می‌کند علاقه به ورزش داشته باشد. یک آدمی ممکن است صنعت گر باشد به ورزش علاقه داشته باشد، پس در چنین مواردی ورود به ورزش بد نیست، اما اگر کسی علی رغم تعلقات و آشنایی‌های قبلی با این زمینه فی البداهه بیاید و در ورزش کار کند به نظر من این کار بسیار بدی است. کسی که می خواهد در ورزش یا در هر رشته مدیریت کند باید به آن رشته آشنایی داشته باشد. من نمی‌گویم مثلا حتما باید قهرمان باشد و مدیر ورزشی شود، چون قهرمان بودن ممکن است شرط لازم نباشد. مثلا فرض کنید یک نفر کشتی گیر بود بیاید رئیس سازمان تربیت بدنی شود، کشتی گیر بودنش اصلا مسأله‌ای نیست، یعنی این موضوع نمی‌تواند مشکل را حل بکند، در حالی که باید یک دانش عمومی در این زمینه داشته باشد. من خودم منتسب به این هستم که ورزشی نبودم و صنعتی بودم نه اتفاقأ من خیلی هم ورزشی بودم، از اول هم ورزشی بودم ،شاید از خیلی افراد دیگر هم اطلاعات همان موقع مدیریتم در سازمان تربیت بدنی بیشتر بود.
 اما مثلأ یک بار به من پیشنهاد کردند بروم رئیس شرکت هواپیمایی هما بشوم من نپذیرفتم گفتم من این کار را بلد نیستم. من از هواپیما فقط سوار شدنش را بلد هستم، من نپذیرفتم، بنابراین حتما مدیرانی که زمام امور را در دست می‌گیرند باید کار بلد باشند، مثلا یک آدمی که پزشکی خوانده را به عنوان رئیس فدارسیون دوچرخه سواری انتخابش کنند من مخالف هستم، اگر این پزشک دیرینه‌ای در دوچرخه‌ سواری دارد خوب است بیاید، وگرنه یک آدمی که وارد نیست نمی‌تواند انتظارات را برآورده کند، بر عکسش نیز هم همین طور است مثلا یک ورزشکاری که ورزش کرده، تربیت بدنی خوانده در وزارت راه به او پست کلیدی دهند طبیعتا این هم درست نیست. بنابراین تناسب با زمینه‌های قبلی آدم باید وجود داشته باشد. اگر این تناسب  را داشت از یک حوزه فعالیت دیگری به ورزش آمد اشکالی ندارد ولی اگر کسی صرفا به خاطر اینکه مثلا برادر رئیس مجلس است بگویند برو فدراسیون کشتی را اداره کن، نه این مسئله اصلا قابل قبول نیست. فارس: با توجه به اتفاقاتی که در ورزش افتاده، اگر این تناسب‌ها را ارزیابی کنید چند درصد به مردم حق می‌دهید؟ هاشمی طبا: به نظرم اینطور نیست که خیلی آدم های غیر ورزشی،وارد ورزش شده باشد، البته بودند بعضی آدم‌هایی که از ورزش آشنایی نداشتند و مثلا یک دفعه به ورزش آمدند ولی این وجه غالب نیست، یک وجه‌ای است که وجود دارد کما این که در رشته‌های دیگر هم همین طور است، مثلا می‌بینم که یک آدمی که اصلا در زمینه آموزش و پرورش اطلاعاتی ندارد یا تحصیلات ندارد (بالاخره آموزش و پرورش یک جایی است که حداقل یک آدمی می‌خواهد که در رشته آموزش و پرورش یک دکتری داشته باشید) اینکه چه کسی در این پست قرار می گیردبسیار مهم است .یک دفعه یک آدمی که قبلا قرار بوده به ورزات کار برود به وزارت آموزش و پرورش آمده است، این ها نقض غرض است. آن اتفاقاتی که در ورزش رخ داده در  دیگر مدیریتی کشورمان متاسفانه افتاده است، مثلا آدمهایی بودند که علوم انسانی خوانده‌اند اما در یک پست دیگر مانند صنعت به کار گمارده شده‌اند.
اینها اشکالاتی است که در سیستم مدیریت ما است. یعنی آشنایی با آن حوزه‌ای که اینها می‌خواهند بروند در آنجا فعالیت کنند حتما لازم است، تردید نباید کرد و اگر بخواهند از دیدگاه سیاسی آدم بچینند من محکوم می‌کنم یعنی یک کسی را بگویند ایشان بروند فدراسیون کشتی به این دلیل که هم خط ما در سیاست است مثلا حزب کارگزاران یا موتلفه است یا فلان است، بگذاریم به عنوان رئیس فدارسیون کار کند، نه این به هیچ وجه قابل قبول نیست. زمینه‌های آن ورزش را باید داشته باشد یا زمینه‌ها مدیریت، به اضافه چیز‌های دیگر که لازم است، بنابراین امیدوارم توانسته باشم پاسخ شما را بدهم.
فارس: آقای حسینی شما معتقدید این سیاست زدگی در بین اهالی ورزش هست یا نه؟ حسینی: شما از یک واژه خوب استفاده کردید؛ تحت عنوان سیاست زدگی، سیاست خوب است. سیاست یعنی بالاخره اداره امور، ولی وقتی می‌شود سیاست زدگی این بد است. من وقتی که رفتم اداره کل تربیت بدنی مدیر شدم گفتم پرهیز از سیاست زدگی و پرهیز از دروغ، چون باب شده بود در ورزش دروغ زیاد می‌گفتیم و نکته استاد "هاشمی طبا" نکته خوبی است توجه داشته باشید ما در ورزش آدم‌های غیرورزشی کم داریم، یعنی آدمهایی غیر ورزشی کم وارد حوزه ورزش می‌شوند، ولی چون پررنگ است یا پر رنگ اش می‌کنیم بزرگ جلوه می‌کند، شما فدارسیون‌ها را نگاه کنید، مثلا از حدود 52 فدارسیون، ممکن تعداد آدمهای غیر ورزشی در راس و بدنه فدارسیون‌ها خیلی خیلی کمتر از آدم‌های ورزشی باشد ولی یک جاهایی آدم های غیر ورزشی می گذاریم  و آنها را توسط آدم‌های ورزشی، بزرگش می‌کنیم که جلو های از خودش نشان می‌دهد،مثلا در دوره آقای X می‌بینید یک نفر می‌آید به عنوان معاون امور استان‌های ورزش وزارت ورزش انتخاب می‌شود، من چون 3دوره با این دوستان کار کرده‌ام می‌گویم، من یک موقعی مدیرکل تربیت بدنی استان بودم یک نماینده‌ای یک نفر را آورده به من معرفی کرد گفت: این را بگذارید رئیس تربیت بدنی یکی از شهرها، من از کسی که معرفی شده بود سؤال کردم از ورزش چه می‌دانی، گفت: من تا نیمه شب می‌نشینم بازی اینترمیلان و با آث میلان را نگاه می کنم، گفتم کجا کار می‌‌کنی؟ گفت: کمیته امداد، گفتم چقدر تحصیلات داری؟ گفت: فوق‌دیپلم دینی عربی. در این شرایط من تحت فشار هستم. اگر این را در پستی که سفارش کرده‌اند نگذارم تحت فشار خواهم بود و بودجه رئیس سازمانم کم می‌شود، اگر هم در پست دلخواهش بگذارم، گرفتاری‌های دیگری برایم ایجاد می‌شود و آن است ورزش آسیب می‌بیند.  برای همین که ما می‌گوییم کسی که در رأس ورزش قرار می‌گیرد شرط لازم است که ورزش را بداند ،ولی ممکن است شرط کافی نباشد. لازم است ورزش بداند و نه به قول استاد هاشمی‌طبا که حتماً حرفه ای ورزش کرده باشد، حتما در یکی از لیگ‌ها برتر یا شوت زده باشد یا سوت زده باشد.بلکه باید آدمی باشد که ورزش را به شکل عام بداند ولی شرط بالاتر از آن این است که مدیریت بلد باشد و قدرت به کارگیری همه ظرفیت‌ها را داشته باشد ،این مهمتر از آن است که طرف ورزش بداند. ممکن است یکی باشد وزنه بالاتر از همه بتواند بلند کند ولی آیا قدرت اداره امور را بیشتر بقیه دارد؟ اینجاست که آن مباحث‌هایی که غالب چه وجهی باشد؟ سیاسی یا غیر سیاسی باشد مطرح می‌شود. سیاست‌زدگی بد است ولی ممکن است یک آدم سیاسی قوی و قدرتمند باشد که قدرت به کارگیری همه ظرفیت‌ها را برای رشد و توسعه ورزش داشته باشد آنجا را من ایرادی نمی بینم.
هاشمی‌طبا: حالا بگذارید من چند تا مثال بزنم خیلی شفاف و راحت، آقای داوود شمسی اصلاً ورزش بلد نبود، خودش می‌گفت تا کنون دستم به توپ نخورده، ایشان را گذاشته رئیس ورزش، البته ایشان خداوکیلی بد کار نکرد، ولی از یک حوزه‌ای آمده بود که اصلاً ورزش را نمی‌دانست، ما یک وزیر معادن و فلزات داشتیم که ایشان تخصص هم داشت. ولی هیچ‌کاری هم نمی‌کرد. به اندازه یک 10 ریالی هم برای وزارتخانه‌اش ارزش نمی‌گذاشت، یعنی ببنید آدم متخصص که حداقل مرتبط با آن کار بود ولی هیچ ارزشی برای کارش نمی گذاشت ، من می‌خواهم بگویم عملکرد داود شمسی نسبت به ورزش بسیار بهتر از آن آدمی بود که متخصص بود ولی کیفیت‌های لازم را نداشت.
خوب است که یک مدیر ورزشی ورزشکار باشد ولی بعضی از والیبالیست‌ها هستند از کاراته هیچی نمی‌دانند، شما از برخی بازیکنان تیم ملی کنونی‌مان سؤال کنید از اعضای تیم‌ ملی کاراته آشنایی دارید، جواب منفی خواهند داد. در حالی که خیلی از آدم‌های دیگر هستند که در سطح تیم ملی نیستند ولی آشنایی کاملی به ورزش دارند. ما مثال زیاد داریم آقای سرحدی‌زاده خیلی هم آدم خوبیه، از همکلاسی‌ها من هم بود خیلی هم به او علاقه‌ دارم، ایشان یک روز به من گفت من تا حالا پیچ گوشتی دستم نگرفتة‌ام،  وزیر کار شده‌ ام. می‌خواهم بگویم این مسایل در جامعه بوده ضمن اینکه که شاید در وزارت کار هم خوب کار کرد چون آدم بسیار سلیم نفس و آدم خوبی است.
فارس: نباید یک طرفه قضاوت کرد ممکن است یک نفر صنعتی، سیاسی یا اقتصادی باشد اما مدیریت خوبی داشته باشد. اما تجربه نشان می دهد که مدیرانی سیاسی که وارد ورزش شده‌اند، قدرت لابی‌گری آنها بیش از مسایل فنی بوده است.
فائقی: شما باید مسیری را که در این 30 سال گذشته طی شده را نگاه کنید. قبول داشته باشید که بعد از انقلاب ورزش آن اوایل خیلی اهمیت نداشت، شرایط جامعه هم همین را ایجاب می‌کرد. مثلا در دوره دفاع مقدس ما بیشتر به فکر دفاع از کشور بودیم، همه نیروها بسیج شده بودند، بعد هم ورزشگاه‌ها را هم حتی برای دفاع نیاز داشتیم تا بتوانیم خیلی از اماکن ورزشی‌مان را برای کمک به جنگ در اختیار نیروها قرار دهیم،به نظر من در آن سال‌ها در سطح بالای مدیران هم نوعا با ورزش غریبه بودند، آقای هاشمی‌طبا یک مثال خوبی را زدند. ببینید خروجی دانشگاه‌های ما آموزش محور بود، نخبگانی که به قول خود ما فقط درس خوانده‌ بودند و هیچگاه عملیات ورزشی نداشتیم، ضمنا اماکن آموزشی ما هم چنین چیزی را می‌طلبید. شما خانواده را نگاه کنید؛ شما پدر هستید به بچه‌‌تان می‌گویید ندود، بنشیند، اصلا ما خودمان جلو بچه‌هایمان ترمز هستیم، به او می‌گوییم زمین می‌خورید. فرزندتان چاقو برمی‌دارد سریعا واکنش نشان می‌دهیم که چاقو را کنار بگذارد و فرزند را از چاقو می‌ترسانید.
الان خوشبختانه چنین مسایلی نیست، اما در قدیم به ما درس یاد می دادند که علی رفته بود کنار حوض افتاده بود و غرق شده بود. با چنین مثال هایی ما یاد می‌گرفتیم که از آب بترسیم. حالا آنهایی هم که درس‌خوان بودند با ورزش هم غریب بودند، با این شرایط شما باید یک طوری ورزش در جامعه اشاعه بدهید. این‌ها باعث می‌شد ورزشی ‌ها دست به دامن مدیران جامعه شوند تا یک جوری این‌ها را با ورزش آشنا کند. الان هم مشخص است میانگین بودجه ورزش کمتر از سایر دستگاه‌های دیگر است. در آن سال‌ها هیچ حمایتی در مورد ورزش صورت نمی‌گرفت، دارایی‌هایش هم دست این و آن بوده و هست، پس باید می رفت یک جوری از این‌ها کمک می گرفت و امروزه هم باید کمک بگیرد، یک جاهایی باید بتواند دارایی‌هایش را پس بگیرد، پس باید برود پیش چند تا از این سردارهایی که صاحب مسند هستند. این ها را با خواهش به ورزش بیاورند بتواند تا به نوعی آن مراکزی که دست ورزش بود حالا دست نظامی‌ها است آنها را پس بگیرند، به قول آقای حسینی مثلا نساجی باشگاه داشته است، تراکتورسازی باشگاه داشته است و ... این مدیران جدید که به صنعت آمدند اصلا توجهی ندارند یک روز تراکتورسازی بوده، ماشین‌سازی یا نساجی و یا باشگاه های دیگر بوده‌اند.
ورزشی ها برای ماندن ورزش رفتند سراغ صنعتی‌ها تا به آنها بگویند با وجود مشکلات فراوان صنعت و در حالی که نفت هم 6-5 دلار بشکه ای بیشتر نبود، به آنها گفتند که در کنار تولیدتشان به باشگاه‌تان نیز یک مقدار اهمیت بدهید.
 آنها هم برای اینکه بتوانند این موضوع را ترغیب کنند یکی دو تا از مدیرانشان به ورزش می‌آورند تا با ورزش آشنا شوند. آن موقع‌ها رسانه‌های ورزشی زیاد نبود اما به مرور زمان رادیو ورزش به وجود آمد، تعداد روزنامه‌ها و خبرگزاری‌ها افزایش یافت، در حالی که آن زمان‌‌ها یک برنامه ورزش و مردم داشتیم که آخر شب یک ساعت، یک ساعت و نیم آن هم وقتی مردم خواب بودند به ورزش می‌پرداخت، اما الان تلویزیون برنامه‌های ورزشی متعددی دارد و شبکه سوم به وجود آمد که به ورزش خوب بها داد، کم کم اقبال ورزشی زیاد شد، رسانه کار خودش را کرد، رفت تو دل مردم، یک دفعه همه ماها دیدیم مثلا فرض کنید منی که زمان جنگ شاید 20 تا کار خارق‌العاده کرده بودم هیچکسی نگفته بود که آنها را چگونه انجام دادی؟ این آقای هاشمی‌طبا همین نمایشگاه بین‌المللی که نمایشگاه کتاب، صادراتی توسعه‌ای و غیر در آن برگزار می‌شود ساخت، یا سالیان سال وزیر بود اما کسی نمی‌گفت آقای هاشمی‌طبا چه کار کرده‌ای؟ اما تا وارد ورزش شدیم یک دفعه دیدیم به کوچه و خیابان که می‌رویم مردم با دیدن ما سلام و علیک می‌کنند. دائما با جملاتی مانند آقا مخلص شما هستیم، آقا تیم‌ملی چه شد؟ از سوی مردم روبرو می‌شدیم، این‌ها بی‌تاثیر نیست!  هاشمی‌طبا: الان هم در خیابان هیچ کس به من نمی‌گوید در صنعت و جاهای بوده‌ای و چه کارهایی انجام داده ای، بلکه همه در مورد حضورم در ورزش صحبت می‌کنند.
فائقیخطاب به هاشمی طبا: من هم همین را می‌گویم. آیا کسی می‌داند شما موسس نمایشگاه کتاب بودید؟ یا آیت‌ فیلم شما بنیانگذارش بوده‌اید؟ کسی به این‌ها نگاه نمی‌کند یا آقا هاشمی‌طبا در حسینیه ارشاد تئاتر بازی می‌کرد، کسی به این‌ها کاری ندارد. اما آقای هاشمی‌طبای ورزشی دیگر مورد توجه است. این دوستانی که به ورزش آمده بودند، این‌ها هم یک اسم و رسمی پیدا کردند، جامعه به آنها اقبال داشت. به نظر من اولین استارت از آنجا خورد که آقای غفوری‌فرد در هیچ لیست انتخاباتی مجلس نامش نبود اما آن سالی بود که در سازمان تربیت بدنی بود به خاطر ورزش رای آورد، یعنی خارج از لیست اولین بار یک نفر همین طوری رای آورد و آن هم آقای غفوری‌فرد بود. چرا؟ چون در ورزش بود. بعد یکی-دو اتفاق دیگر هم همین شکلی افتاد، فرض کنید آقای حضرتی، رئیس وقت فدراسیون ووشو مقابل یک سیاسی بسیار معروف در دور دوم از تهران برنده شد یا دیدند که کنار این قهرمانان عکس گرفتند دارای یک وزن می‌شوند، این باعث شد یواش یواش ما که صفر و صدی هستیم و به قول معروف از این ور بام نه از آن طرف بام می‌افتیم، از این ور بام افتاده بودیم چون هیچکس دنبال تحویل گرفتن ورزش نبود، بیچاره ورزش دنبالشان رفت آقا بیایید کمک کنید حالا از آن ور بام افتاده‌ایم، دیگر این‌ها ورزش را ول نمی‌کنند، حالا که ورزش برای خودش اسم و رسمی پیدا کرده است این‌ها ول نمی‌کنند. مدیریت در دنیا حرفه‌ای است، من اصلا اینکه این مدیر ورزشی است یا نه، نگاه اینطوری ندارم، به خاطر اینکه خدا خیرش دهد این آقای هاشمی‌طبا عین یک قهرمان تمرین می‌کرد.
 فائقی خطاب به حسینی: آقای حسینی شما خوشحال باش آن موقع مدیرکل نبودید چون هاشمی‌طبا رمق‌تان را می‌کشید، من را همراه خودش می‌دواند، در وسط راه من می‌ایستادم می‌گفتم آقا من کورنومتر را گرفته‌ام شما بدوید. والله عین همان ورزشکار قهرمان تمرین می‌کرد، آنکه احساس مسئولیت می‌کند یک چیز دیگر است، مقابلش هم رئیس سازمان تربیت بدنی داشتیم که آقای محمود میران آمد دیدم ناراحت است گفتم چرا ناراحتی؟ گفت:‌ ایشان 4 سالی است که رئیس تربیت بدنی است، اما هنوز نمی‌داند من کشتی‌گیر نیستم جودو کار می‌کنم و ما چنین افرادی هم در راس ورزش داشته ایم. می‌خواهم عرض کنم که هر جایی کار تخصصی خودش را دارد، ورزش هم تخصص خودش را دارد. یک روزی آن اشخاصی که در دوره دانشگاه‌شان، دبیرستان‌شان ورزش کرده بودند و علاقمند به ورزش بودند این‌ها آمدند به ورزش کمک کردند. انصاف باید داشته باشیم کمک‌شان هم تاثیرگذار بود.
 مطمئنا تفکرات صرفا سیاسی در ورزش انحراف است چون ورزش یک پدیده‌ای است که باید همه جامعه را داشته باشد، همه جامعه را نمایندگی کند. شورای ورزش همین را نشان می‌دهد، شورای ورزش می‌گوید رئیس‌جمهور و اکثر کابینه دولت در شورا هستند چون می‌دانند ورزش یک حوزه ای است که شما نمی‌توانید بگویید ورزش فقط ورزش است چراکه ورزش با جوان سر و کار دارد، با کارگر سروکار دارد، با صنعت سر و کار دارد، در کل همه حوزه ها با ورزش سروکار دارند. ما بایستی حتما تعامل و همکاری آن عزیزان را داشته باشیم. قانونگذار خوشبختانه آن پیش‌بینی کرده است، اما خدا لعنت آنهایی که آن را تعطیل کردند. این شورا واقعا ورزش را خوب تعریف کرده است. همه می‌آمدند آنجا می‌نشستند همه هم درونش بودند از رئیس‌جمهور گرفته تا نیروهای مسلح،‌ دانشگاه‌ها، کشاورزی، آموزش و پرورش و ...
  حسینی: حداقل این بود که جلسه که برگزار می شد هر کسی می‌گفت من یک کاری کرده‌ام، در جلسه که می‌نشست آقای فائقی می‌آمد، آقای هاشمی‌طبا می‌آمد، آقای حسینی می‌آمد، تو جلسه رئیس‌جمهور نشسته بود؛ می‌پرسید تو چه کار کردی، او هم در جواب می‌گفت من 2 تا سالن ساختم، 5 تومان فلان جا برای ورزش کمک کردم.
 فائقی: به طور مثال ایشان  (سید هادی حسینی) شاهد است چون مجری‌اش خود او بود، اگر ایشان نمی‌رفت سراغ پیام و باشگاه پیام مخابرات را به استانتان نمی‌ بردید شما چگونه می‌توانستی کشتی استانت را حمایت کنی؟ حالا از جانب خدمت بزرگ آقای حسینی چه اتفاقی می‌افتد؟ آنها رفتند با کورتانیتزه کشتی‌گیر معروف قرارداد بست، ما شگرد کورتانیتزه را یاد گرفتیم و توانستیم در المپیک او را شکست‌ دهیم. حسینی: عیسی به مسابقات جهانی تهران آمده بود همین حاجی‌زاده مقابلش پیروز شده بود، یعنی قطعاتی که از آن درمی‌آید را کسی حساب نمی‌کند، آقای فائقی از ورزش به اداره پست رفته بود ما به نسبت آشنای‌مان با آقای فائقی که در ورزش داشتیم به سراغ‌شان رفتم گفتم آقا بیا ورزش ما را دریاب. آمد به کشتی و به ورزش ما کمک کرد. از همان باشگاه یک مدال جهانی و یک مدال المپیک بیرون آمد اما کسی رابطه بین من و فائقی را نمی‌بیند که همین رابطه در آن موفقیت سهیم بود.  فارس: یا همان میزبانی سال 2006 که دیدگاه روسیه را نسبت به ما تغییر داد. آنها گفتند می‌شود به غیر از تهران در شهر دیگر ایران هم مسابقات برگزار کرد.
حسینی: احسنت.
فارس: این‌ها خوب است؟
حسینی: سوء استفاده بد است.
فائقی: از ورزش نباید استفاده ابزاری کرد این بد است استفاده ابزاری از همه چیز بد است. فارس: استفاده ابزاری از ورزش از همه بدتر است؟
حسینی: ورزش چند تعبیری است، می‌تواند سیاست درونش باشد، سیاست به معنی سیاست درونش باشد، می‌تواند صنعت درونش باشد، می‌تواند جامعه شناسی درونش باشد، می‌تواند علم پزشکی درونش باشد، می‌تواند بهزیستی و کمیته امداد درونش باشد و همه حوزه ها درونش باشند تا آن توسعه‌ای که اول استاد (هاشمی طبا) فرمودند در ورزش اتفاق بیفتد.
 فارس: در همه جای دنیا این روش تا حدودی مرسوم است. مثلا در قرعه‌کشی‌های بزرگ مانند المپیک و جهانی که برای میزبانی کشورها انجام می شود، شاهدیم که سیاسیون درجه ملل های مختلف به شدت خودشان را درگیر می کنند.
 حسینی: چون اقتصادشان از آن سود می‌برد، کشاورز خوب کشاورزی است که بازی قوی داشته باشد، تفکر داشته باشد.
هاشمی‌طبا: کره‌جنوبی هنگامی که المپیک برگزار کرد درست زمانی بود که می‌خواست صادراتش را افزایش بدهد و بازی‌های کره باعث رشد صادرات این کشور به طریق عجیبی شد. یعنی اینها آمدند مطرح کردند در دنیا که کره بازی‌ها را برگزار می‌کند در فلان جا قهرمان می‌شود و به عنوان یک کشوری که پیشرفته بود خودش را مطرح می‌کند. بحث سیاسی بین حکومت‌ها را ندارم ،اما اروپایی‌ها که ما را یک کشور کویری می‌دانند، یک عده هم که ما را نمی‌شناسند.
 حسینی: ما را با عراق اشتباه می‌گیرند.
هاشمی‌طبا: متاسفانه این طوری است و در این مدت هیچ کوششی برای شناساندن کشور انجام نشده است. من خیلی مهمان خارجی داشته‌ام؛ آنها زمانی که می‌آیند ایران یک جور ناباورانه به ما نگاه می‌کنند و به جاهای مختلف می‌برمشان می‌گویند اینجا ایران است؟!
  فارس: ورزش می تواند وسیله خوبی برای شناساندن کشورمان باشد.
 حسینی: بله، می‌تواند.
 هاشمی‌طبا: بله می‌تواند.
فائقی: آقای هاشمی‌طبا آن قضیه کره را که گفتید یک اسکو گذاشته باشد و دیدید آن چی بود و بعد از المپیک چقدر آن شهر توسعه یافته شد. اول اسکو می‌گذارند بگویند ما به لحاظ اقتصادی داریم کارهایی می‌کنیم و بعد از آن بلافاصله مسابقات ورزشی را برگزار می‌کنند. آقای هاشمی‌طبا اگر یادتان باشد اسپانیا هم همین‌طور بود اول اسکو گذاشتند بعد المپیک را برگزار کردند.
 حسینی: یک پیر مردی اولین شهردار جویبار ما بود به اسم آقای اسکندری، این آقا زمانی هم در شرکت توسعه ما هم مشاور شد. من یک روز از آن روزها از شهرداری جویبار سوال کردم و شرایطش را جویا شدم. وی در پاسخ گفت: آقای حسینی من زمانی که شهردار جویبار شده بودم انجمن شهر وقت یک پیکان برایم خریده بود و کت و شلوار زیبا همراه با یک کیف سامسونت به من دادند و گفتند برو وزارت کشور کاری با شهر نداشته باش، داخل این اتاق‌ها را بگرد و بگو اسکندری هستم شهردار جویبار.  من این کار را کردم و آن روزها همه سوال می کردند که جویبار کجاست؟ من هم می گفتم که در مازندران است و تازه شهر شده و از قائم‌شهر جدا شده است و به این شکل جویبار را معرفی کردم و همین جویبار که یک زمان می خواست معرفی شود آن طور معرفی می شد. یک زمانی حاجی‌زاده‌اش در مسابقات جهانی تهران قهرمان دنیا می‌شود، یک رضا یزدانی از این شهرستان شکوفا می‌شود، یک قاسمی از آن قهرمان بین‌المللی می‌شود و جویبار از طریق ورزش به راحتی در کشور معرفی می‌شود. یا مهدی تقوی و بهداد سلیمی از سوادکوه یا رضازاده از اردبیل با ورزش جامعه‌اش را معرفی می‌کند، پس این ورزش، به قدر معرفی جامعه اش از تمام حوزه‌ها سهم می‌برد، بنابراین تمام این حوزه‌ها باید به این نسبت که از ورزش سهم می‌برند به این رشته کمک کنند. کشور ما معرفی می شود. من رفته بودم چند تا مسابقات کشورهای مختلف که در رشته‌های مختلف برگزار می‌شد مثلا وقتی از رضازاده حرف می‌زنید، اگر از حبیبی ببر مازندران حرف می‌زنید، از بهداد سلیمی، علیرضا دبیر، حمید سوریان هادی ساعی، حرف می‌زنید می‌دانند این ورزشکاران از ایران هستند. کافی است آنجا شما بگویید علی دایی می‌گویند ایران است. به قول آقای هاشمی طبا ممکن است با صنعت ما، ما را نشناسد، با پیکان ما با ماشین‌های دیگر، یا با فرش ما به خوبی ورزش‌مان ما را نشناسد.
 فارس: ‌آقای هاشمی طبا همچنان معتقدید که بحث خصوصی‌سازی در ورزش کشور به بن‌بست رسیده است؟ هاشمی طبا: ببینید اصلا خصوصی‌سازی را بد تعریف کرده‌ایم و مردم هم فکر می‌کنند با خصوصی‌سازی همه چیز حل می‌شود، بار که به دوش مردم می افتد و آنها می‌توانند این کار را اداره کنند. منتها در دنیا اول مدیریت خصوصی‌سازی شده بعد از آن مالکیت خصوصی‌سازی شده است. ما مدیریت‌هایمان همه را دولتی کردیم، حتی موسساتی که غیر دولتی هستند را دولتی‌گرا کردیم، همین سازمان گسترشی که مدیریتش خصوصی بود یعنی باید مانند یک شرکت دولتی عمل می‌کرد، تبدیل به یک شرکت دولتی صد درصد کردیم. ما باید بدانیم که کار خصوصی‌سازی یعنی هزینه درآمدش برای مردم است. هزینه و درآمد، نه اینکه برای مردم یک جوری توجیه کنیم حالا که می‌خواهد خصوصی‌سازی شود دیگر همه چیز برای مردم فراهم می‌شود، غلط است، این را ما داریم به صورت غلط مطرح می‌کنیم. خصوصی یعنی اینکه بهبود مدیریت صورت بگیرد، استقلال مدیریت صورت بگیرد، درآمد و هزینه از طرف مردم صورت بگیرد، مشارکت عمومی از طریق هزینه‌ها برای آن موسسات فراهم شود. یعنی چی؟ مثلا فرض کنید رئال مادرید، بارسلونا، منچستر یونایتد این‌ها از دولت که کمک نمی‌گیرند، پیراهن رونالدو را 100 یورو می‌فروشند، پیراهن مسی را 100 یورو می‌فروشند. از تلویزیون کابلی پول می‌گیرند، تبلیغات دارند و پول می‌گیرند، مردم هم می‌آیند استفاده می‌کنند. یعنی یک بازی «بُرد بُرد» دارند، اما ما خصوصی‌سازی‌یمان اشتباه است، یعنی مثلا فرض کنید یک سالن دست فلان فدراسیون است تیم‌های ملی آن فدراسیون در حال تمرین در آن سالن هستند آن وقت می‌گوییم این سالن باید به بخش خصوصی واگذار شود و در نتیجه آن فدراسیون ما سرگردان می‌شود و بعد یواش یواش می‌گویند چه کار کنیم؟ برویم به هیئت اجاره دهیم، این اجاره را گران هم نمی‌توانیم بکنیم، پس کم بگیریم در نتیجه همان اولی می‌شود، چند وقت پیش در روزنامه خواندم بنده خدایی یک معدن داشتند یک عده‌ای رفتند آن معدن را آتش زدند و ماشین‌آلات و همه چیزشان که آنجا بود را به آتش کشیدند، آنجا را هم اجاره‌ 30 ساله کرده بودند که 30 درصد درآمدشان را هم به دولت بدهند، یعنی بخش خصوصی خیلی جاها ایمن نیست چه برسد بیاید در ورزش ما کار بکند. بعد هم من مخالف این هستم که اماکن دولتی خصوصی شوند، من می‌گویم باید امکان دهیم بخش خصوصی باشگاه بسازد. امکانات را زیاد کنیم نه اینکه به اسم خصوصی‌سازی قضیه را قفل کنیم. بگویم آقا این امکانات، بیایید باشگاه بسازید،‌ نیرو بگیرید، آموزش بدهید، در آلمان 50 درصد هزینه ساخت باشگاه را دولت بلاعوض می‌دهد و موقعی که به بهره‌برداری می‌رسد 30 درصد هزینه‌های مدیریتی را هم دوباره دولت کمک می کند. یعنی برآورد می‌کند اینجا هزینه‌اش چقدر است مثلا سالی 100 میلیون تومان، می‌گوید 30 میلیون را من به تو می‌دهم بقیه‌اش را از مردم بگیرید. آلمان اصلا وزارت ورزش ندارد، کار دست وزارت کشور است. از طریق شهرداری‌ها به ورزش کمک می‌کند. 80 هزار باشگاه دارند، تمامی آنها برای بخشی خصوصی است، تمامی آنها فعالیت می کنند، بایرن مونیخ‌نشان هم می‌آید قهرمان اروپا می‌شود. تیم ملی آلمان هم می‌آید قهرمان جهان می‌شود. در 20 رشته ورزشی هم می‌توانند در سطح بالای دنیا فعالیت کنند، یعنی تعریف شان از خصوصی‌سازی درست است، ایجاد امکانات توسط مردم. نه اینکه ما بیایم لزوما استادیوم آزادی را اجاره دهیم، این کار اشتباه است. آن هم که اجاره کرده می‌خواهد پول در بیاورد، سود هم ببرد. هیچ مکانیزمی هم ندارد و حمایت حقوقی هم نمی‌شود.
 فائقی: در هیچ جای دنیا هم همچنین ورزشگاهی «ورزشگاه آزادی» ‌در اختیار بخش خصوصی نیست. هاشمی طبا: اگر قانون درست و حسابی داشته باشیم و بخش خصوصی حمایت شده باشد پیراهن علی کریمی را می‌توانند 20 هزار تومان بفروشند، شما بروید در منیریه یکی 4 هزار تومان همه تولیدی‌های پیراهن‌های علی کریمی، فرهاد مجیدی و ... می‌فروشند. حتی پیراهن مسی و رونالدو را هم تولید می‌کنند در کوچه ما بچه‌ها بازی می‌کنند یکی پیراهن مسی بر تن دارد. آن یکی پیراهن رونالدو را پوشیده است. با همان قیمت‌های 4،3 هزار تومانی خریداری ‌کرده‌اند و می‌پوشند. یعنی حمایت واقعی از بخش خصوصی نمی‌شود. فارس: یعنی تعریف از بخش خصوصی باید تغییر کند؟
هاشمی طبا: بله، یعنی از بخش خصوصی حمایت شود، بعد هم مقررات و قوانین طوری شود که انگیزه ورود داشته باشند، وگرنه اینطوری می‌شود در مملکت ما یکی می‌رود به سمت بساز و بفروشی، زمین می خرد و بورس بازی می‌کند کلی پولدار می‌شود. من به آقای فائقی گفتم در این 4 ساله که در بخش خصوصی به عنوان مشاور کار می کنیم یک ریال درنیاوردیم، اما خانم بنده یک پولی از ارث پدری‌اش به او رسیده بود و رفتیم یک آپارتمان خریدیم قیمتش دو و نیم برابر شده است، می‌گویم کار پول در نمی‌آورد بلکه رانت پول درمی‌آورد.  فارس: مجلس بودجه ورزش را کاهش داده است مدیران باشگاه معتقدند با این کاهش بودجه ورزش کشور زمین می‌خورد، آقای حسینی نظر شما به عنوان عضو فراکسیون ورزش مجلس شورای اسلامی چیست؟ حسینی: ما نباید کاری کنیم که یا عقب عقب بیفتیم یا جلو جلو بیفتیم، در نظام ما یک تعریف جامعی در اقتصاد از تعادل وجود دارد، آن تعریف این است، سهم را در اقتصاد معلوم کرده است. سهم دولت چقدر است، سهم بخش خصوصی چقدر است، سهم بخش تعاون چقدر است، ما کار دیگری نکنیم اول صحبت برنامه کرده بودیم، گفتیم اگر یک خط مشی، یک چراغ راه، یک ریل جلوی پایمان گذاشته شده است بر اساس آن عمل کنیم. قانون اساسی داریم بر اساس آن عمل کنیم، چشم‌انداز داریم بر اساس آن عمل کنیم، برنامه 5 ساله داریم بر اساس آن عمل کنیم، اگر آن را جلوی چشمانمان بگذاریم 3 بخش تقسیم شده است. یکی دولتی، یکی هم عمومی غیر دولتی، یکی هم بخش تعاون یا بخش خصوصی، هر وقت این 3 تا در کنار هم منصفانه قرار گرفتند. مطمئن باشید مدیریت کشور ما می‌شود مدیریت در یک مسیر و به نظر من در یک فرآیند مطلوب و فاصله زمانی مناسب ما به آنچه که می‌خواهیم می‌رسیم. من در خصوص باشگاه‌های ترکیه‌ای مطالعه کردم، دولت ترکیه برای اینکه باشگاه‌هایش را راه‌اندازی کند به آنها وام و زمین داد تا بروند ورزشگاه بسازند، اول سودشان را به آنها بخشید، وقتی دیدند کمی راه افتادند نصف اصل پولشان را به آنها بخشیده است بعد هم به آنها کمک هم کرده است. ترکیه‌ای که با ما تقریبا همسان بوده تیم‌هایشان می‌آمدند اینجا می‌باختند و می‌رفتند، الان دیگر فنر باغچه، گالاتاسرای، بشیکتاش و تیم‌ ملی‌شان با تیم‌های اروپا بازی می‌کند و راحت هم بازی می‌کند و از پیش باخته هم نیست. وقتی می‌روید سالن‌های ورزشی‌شان را نگاه می‌کنید، ورزشگاه هایی که بزرگ است و مردم نمی‌توانند دولت می‌سازد آنچه که در توان مردم است مردم می سازند، آنچه را که بخش خصوصی به تنهایی یا تعاونی ها می‌توانند بسازند آنها ورود می‌کنند ما هم می‌توانیم این کار را در کشورمان بکنیم اما نکردیم.
متوسط سرانه ورزش دنیا 2.5 متر است، ما متوسط‌مان نیم متر است، یعنی تقریبا 0.6 است. قرار بود به یک متر برسد.
 هاشمی طبا: البته لایی هم درونش دارد.
حسینی: بله، لایی‌ هم دارد. لایی‌اش هم مثلا اینکه در تمام دنیا فقط گوشت را حساب می‌کنند، ولی ما استخوان، سکو و دیگر مسایل جانبی را هم حساب می کنیم، در ساخت اماکن ورزشی سرویس بهداشتی یا زمین‌های پرت را هم جزو سرانه ورزشی حساب می شود.
هاشمی طبا: ورزشگاه آزادی را ما می‌گوییم 350 هکتار است.
 حسینی: احسنت، اینطوری حساب می‌کنیم تازه به نیم متر رسیده‌ایم، من یک وقتی با آقای مهندس علی‌آبادی داشتیم مسیر آمل به سمت فریدونکنار را می‌رفتیم خطاب به من گفت: شما گفتید سرانه ورزش شما زیر 19 سانتیمتر است! چرا این حرف را می‌زنید؟ گفتم؛ واقعیت 19 سانتیمتر است، گفت نه متوسط کشور فلان است، همین‌طور که داشتیم می‌رفتیم من به راننده‌اش گفتم بزن کنار، زد کنار،‌ من گفتم این زمین فوتبال است؟ گفت کدام؟ یک جای پر از آب بود که فقط نیم متر بالای تیر دروازه‌های آن معلوم بود.گفتم این زمین فوتبال ما است، گفت از کجا می‌گویی این زمین در آمار ما نیست، دفترچه آمار همراهم بود، ورق زدم گفتم این روستای فلان است این زمین فوتبالش است شما این را 20 هزار متر به پای من حساب کردی، حالا این سرانه است یا نه؟ گفت الان فصل بازی بچه‌ها است این زمین که پر از آب است؟ گفتم، بله، اینکه هر جا 2 تا تیر دروازه کاشتیم نمی‌شود بهش گفت سران ورزش.  دولت بخواهد سرانه ورزش حساب کند اینطوری حساب می‌کند، ما تلفیقی از دولت، تعاونی‌ها و بخش خصوصی داشته باشیم. مثال آقای هاشمی طبا فدراسیون‌های ورزشی است. فدراسیون‌ها نهادی عمومی غیردولتی هستند ولی واقعا نهادهای عمومی غیردولتی هستند؟ یا دولتی محسوب می‌شوند؟، همه‌ آنها دولتی هستند، نه دولتی هستند، نه نهاد عمومی غیردولتی، نه خصوصی، چی هستند؟ به خاطر اینکه هیچی نیستند روی هوا هستند و به خاطر اینکه هیچی نیستند ورزش ما نتیجه نمی‌دهد.  ببخشید من در جمع 2 تن از بزرگان ورزش صحبت می‌کنم ولی راجع به آنچه که دیده‌ام، می‌گویم اگر هر چیزی جای خودش باشد و افراط و تفریط در مسایل نداشته باشیم به نظر من کشور ما هم ظرفیت خوبی دارد یعنی پتانسیل‌ها و ظرفیت‌های منابع انسانی، منابع خدادادی، آموزشی و مدیریتی در کل همه‌ چیز درونش است اما متاسفانه هر چیز جای خودش نیست.
فارس: آقای مهندس فائقی در مصاحبه‌ای اعلام کردید مجامع جهانی تلاش می‌کنند دخالت دولت در ورزش را بکاهند آیا این موضوع یکی از راهکارها برای خصوصی شدن ورزش است؟ فائقی: به نظر من اینها از هم جدا است، ورزش بیچاره خصوصی بود ما دست از سرش برداریم، من نگاهم برعکس است، باشگاه‌هایی مانند پرسپولیس، شاهین، تهرانجوان، ایرانجوان و ... اینها کجا دولتی بودند؟  ما یک‌دفعه رفتیم همه اینها را به دست گرفتیم، ناتوان شدیم حالا می خواهیم برگردانیم، وگرنه اینها از اول برای بخش خصوصی بوده است، اصلا ورزش از آن امجدیه که وقفی به وجود آمد تا تمام آن اماکن بزرگ و کوچک خصوص بوده است، حالا می‌خواستیم بازی‌های آسیایی برگزار کنیم رفتیم ورزشگاه بزرگ ساختیم، سابقه‌اش را نگاه کنید تمامشان خصوصی بوده است.
حسینی: نه زورمان می‌رسد آنها را نگه داریم نه زورمان می‌رسد برگردانیم.
فائقی: اصلا ورزش در گذشته باری را روی دوش دولت نداشت. منهای آن قهرمانی‌هایی که بحث‌اش جدا است، همین الان مجموعه اریکه ایرانیان، حالا به نظر من اکثریت مردم به امکانات دیگرش توجه می‌کنند این کم جایی نبود، الان یک عزیز ورزشکاری آمده موافقت سوری گرفت، برادرش هم کمک کرده است از آن اعتباراتی هم که ورزش در اختیارش گذاشته است، الان یک مجتمع آبرومندی شده که استخر و سایر امکانات ورزشی را دارد، مرکز تجاری تفریحی هم دارد، پس اگر ما یک زمینه‌ای فراهم کنیم یک حمایت‌های خیلی بزرگ هم نباشد، حمایت‌های حداقلی هم از آنها داشته باشیم، الان توانایی‌اش وجود دارد بخش خصوصی وارد شود و فعالیت کند. الان چند سالی هم هست خوشبختانه خود ما هم داریم می‌بینیم به هر صورت یک عده هستند پیدا شدند حالا یک پول‌هایی را دارند در ورزش هزینه می‌کنند امسال اگر توجه کنید ملوان با حضور مالک خصوصی کمتر نسبت به سال‌های گذشته با مشکل روبرو شد. حالا یکی آمده از جیب خودش هزینه می‌کند اما یک دفعه به او بگوییم چون تیم دست تو است سرباز قهرمان به تو نمی‌دهیم او نابود خواهد شد، پس باید آن حمایت‌ها را ادامه دهیم. الان هم یک رویکرد خوبی است.   متاسفانه یک مطلبی وجود دارد یک؛ اقتصاد ما آنقدر حجم‌اش کوچک است که با این تبلیغات اینها نمی‌شود امیدوار بود. دوم؛ از این حق کوچک هم تلویزیون ملی بیشترش را برمی‌دارد و به اینها نمی‌رسد. سوم؛ خانوار در سبد خانواده برای ورزش هزینه نمی‌کند این هم یک مسئله است به قول کندی که می‌گفت نگویید آقای رئیس ‌جمهور تو می‌خواهی چه کار کنی؟ من می‌خواهم ببینم شما می‌خواهید برای رئیس ‌جمهور چه کار کنید؟ خانوار ما در این سبد خانوار یک مبلغی را برای ورزش کنار بگذارد.   حسینی: آقای مهندس پولی دارند که کنار بگذارند؟
 فائقی: پس این ثروت‌هایی که این کلاس‌های تقویتی کنکوری به وجود آورده از کجا آمده است، همین مردم دارند پرداخت می‌کنند، همین اندازه که مردم عزیز ما می‌برند برای کنکور فرزندانشان هزینه می‌کنند برای جسم فرزندانشان هم هزینه کنند تا حداقل راه رفتنش درست باشد.
 این را هم ما باید به لحاظ فرهنگی در جامعه‌مان اشاعه بدهیم، درست جامعه‌مان اقتصادش ایده‌آل نیست، من هم قبول دارم اقتصاد خانواده‌ هم کوچک است، ولی در همین اقتصاد کوچک دیده‌اید هزینه‌های جانبی انجام می‌شود همین موسسات کنکوری ثروتمندترین همه هستند. در ورزش هم باید شرایط را مهیا کنیم تا خانواده‌ها به سمت ورزش کشیده شوند، ما الان کلی زمین ورزشی داریم اما نمی‌شود آنها را تملک کرد. الان در تهران چقدر بیمارستان خصوصی ساخته می‌شود. در همین محله خودمان 12 تا بیمارستان در این سال‌ها در یک منطقه ساخته شده است. چرا؟ به خاطر اینکه آن بیمارستان به یک مرکز درآمدی وصل است، در دنیا منبع ورزش به این درآمد بیمارستان وصل است. علاوه بر همه این حمایت‌ها الان شما چقدر مبلغ بیمه تامین اجتماعی پرداخت می‌کنی؟ ماهی 46 هزار تومان جلو جلو می‌دهید، اولا در تامین اجتماعی در دنیا ورزش هم جزو مقوله‌های تامین اجتماعی است، این 60 هزار تا یا 100 هزار تا باشگاه اگر فعال است به خاطر اینکه وقتی من دفترچه بیمه تامین اجتماعی دارم به آن باشگاه که می‌روم مانند مراجعه بیمارستان و داروخانه پول نمی‌دهم، خارجی‌ها می‌گویند رفتن به باشگاه با بیمه اساسی‌تر از مراجعه به بیمارستان و داروخانه است، این پیشگیری و آن درمان است. با ورزش پیشگیری می‌شود و در نهایت هزینه‌های درمانی‌ات پایین می‌آید.
حسینی: با سهم‌اش اینجا سرمایه‌گذاری می‌کند و هزینه‌هایش را پایین می‌آورد.
 فائقی: اینکه می‌بینید در کشورهای پیشرفته دنیا تمام کارخانه‌ها برای سرمایه گذاری در ورزش اقبال کرده و ورود می‌کنند به خاطر این است که دولتشان گفته تو می‌خواهی این میزان پول بیمه‌ دهی من امکان ایجاد می‌کنم برو این را برای ورزشگاه هزینه کن آن درآمد را اجازه داده، این‌ها بردند، الان هم یک بازاری وجود دارد، آن بازار هم همان دفترچه‌ها است، ورزشکاران آن دفترچه‌ها را به ورزشگاه‌ها می‌برند و ورزش می‌کنند، دولت همینطوری مفت حمایت‌شان نمی‌کند و می‌گوید از این طریق حمایت می‌کنم. ما اینها را در مسیر خودش نینداختیم، در مسیر خودش بیندازیم می‌بینم چقدر ورزشگاه ساخت می‌شود و هزینه می‌کنند. الان سالن‌های بیلیارد را نگاه کنید اینها درآمد دارند.
 یک دفعه که ما مجوز راه‌اندازی بیلیارد دادیم یک دفعه 2 هزار تا سالن به وجود آمد، پس اگر حجم اقتصاد طوری باشد جواب بدهد سرمایه‌گذاری هم می‌شود. خدا می داند چلوکبابی را تعطیل کرد تبدیل به بیلیارد کرد. یک جاهایی ما هنوز مشکل داریم که با کمک‌های دولت و با قانون آن را حل کنیم. قانون ما هنوز آماتور است، ان‌شاءالله این را آقای حسینی در مجلس پیگیری کند، برای ورزش حرفه ای قانون حرفه‌ای نداریم، قانون ساماندهی باشگاه های حرفه ای نداریم، بزرگترین مشکل ما الان همین است، الان شما خصوصی‌سازی در ورزش را می‌گویید اما قانونش را نمی‌گویید.
 اصلا قانون، باشگاه‌داری دارید که به بخش خصوصی بگویید باشگاه بسازد؟ اول باید یک محیط قانونی آماده کنیم بعد ان‌شاءالله آن کسی که می‌آید سرمایه‌اش امنیت داشته باشد. که در شرایط فعلی ندارد. حسینی: می‌سازیم، یکی دیگر می‌آید شخم می‌زند.
فارس: به عنوان بحث آخر آقای هاشمی طبا می‌خواهیم آن تجربه چند ساله‌تان در راس ورزش کشور را به رئیس‌جمهور بعدی که می‌خواهد انتخاب شود انتقال دهید؟
 هاشمی طبا: ما معتقد به این هستیم که زکات علم اگر داشته باشیم آموختن است. ما را الان هرجا دعوت کنند و بخواهند سخنرانی کنیم، مصاحبه باشد یا کلاس درس باشد، می‌رویم انجام می‌دهیم، چشم‌داشتی هم به هیچ وجه نداریم.
     فارس: پیشنهاد ما به برخی از کاندیداهایی ریاست جمهوری این است که از تجربه مدیران قبلی ورزشی برای پیشبرد اهداف ورزشی استفاده کنند؟ شما چه پیشنهاداتی دارید؟
هاشمی طبا: من الان 12 سال است از سازمان تربیت بدنی بیرون آمده‌ام یک دفعه هیچکس از ما سوال نکرده است هیچکدام از روسای سازمان تربیت بدنی بعد از من یک زنگ نزدند بیا ما یک سوال از تو داریم. من چه کار باید بکنم؟
فائقی: فقط یک بار حمید قاسمی مدیر سابق روابط عمومی سازمان تربیت بدنی گفت می‌خواهیم از شما برای یک نشستی دعوت کنیم که دعوت نکردند.
 هاشمی طبا: اگر بخواهند ما دریغ نداریم، دوست داشته باشند ما در خدمت هستیم، به طرق غیر مستقیم حرف‌هایمان را زده‌ایم، در روزنامه، مقاله، کلاس درس بوده مسایل را گفته‌ایم اما دوست نداشتند چه کار کنیم؟  فارس: خودتان وقتی رئیس سازمان تربیت بدنی بودید از تجربه روسای قبل از خودتان استفاده می‌کردید؟  هاشمی طبا: بله، دعوتشان می‌کردیم، می‌آمدند با بعضی‌هایشان رابطه‌مان بسیار خوب بود مثل آقای داوود شمسی، مثل آقای درگاهی و بعضی‌های دیگر که کمتر می‌آمدند.
  فائقی: آقا مهندس هاشمی طبا، ببخشید، شما هنگامی که شما رئیس سازمان تربیت بدنی شدید معاونین آقای درگاهی را آوردید، همه معاونین آقای دکتر غفوری‌فرد را نگه داشتید، یعنی آنهایی که در آن چند سال ورزش استخوان خرد کرده بودند، حفظ کردید، تقریبا کادر را به هم نزدید. به ناچار و بنا به اتفاقاتی که پیش آمده بود در یکی دو مورد تغییراتی در فدراسیون‌ها ایجاد شد، یعنی آقای هاشمی طبا سعی کردند از همان مجموعه قبلی استفاده کنند.
 هاشمی طبا: من با کسی مشکلی نداشتم.
 فارس: آقای هاشمی طبا یک جاهایی مدیران فعلی ورزش باید از شما استفاده کنند ولی یک جاهایی هم خودتان برای اینکه دلتان برای ورزش می‌سوزد  باید ورود کنید و راهکار دهید.
 فائقی: آقای هاشمی طبا نظرش را اعلام می‌کند و همین چند روز قبل هم این اتفاق افتاد و آقای هاشمی طبا مقاله‌ای را پیرامون ورزش را نوشته‌اند و در روزنامه شرق چاپ شد.
 هاشمی طبا: من خیلی هم مصاحبه کردم و هم حرف زده‌ام ولی کسی گوش نمی‌کند دوست دارند کار خودشان را بکنند، راجع به فدراسیون‌ها دائما صحبت کردیم. دائما گفتیم.
 فائقی: اینکه شما می‌گویید، اتفاقا شما به آنها بگویید کاندیداها به ستادهایش بگویند یک اس‌ام‌اس بزنند آقا نظری دارید بگویید. برای ما فرقی نمی‌کند هر ستادی هم بخواهد جواب می‌دهیم.
 فارس: یعنی از این موضوع استقبال می‌کنید؟
 فائقی: بله، چرا نکنیم.
 فارس: شما دوست دارید رئیس‌جمهور جدید که می‌آید آن طرح شورای عالی ورزش را پیگیری کند و روی آن کار شود؟
 فائقی: اصلا آن طرح قانون است. کسی نمی‌تواند قانون را تعطیل کند.
    هاشمی طبا: اصلا قانون هم منحل نشده است.
 فائقی: اگر کسی در قوه مجریه قانون را تعطیل کند خلاف قانون عمل کرده است.
 هاشمی طبا: با تشکیل وزارت ورزش و جوانان قانون تعطیل نشده است و سر جایش است.
 فارس: منظورتان این است قانون را بایکوت کرده‌اند؟
هاشمی‌طبا: اصلا آن را نخوانده‌اند.
 فائقی: آقای مهندس هاشمی طبا قانون ورزش 2 سال است تصویب شده است. پس 6 سال قبلی چه می‌شود؟ یعنی در تمام 8 سال گذشته شورای ورزش تشکیل نشده است. هاشمی طبا: نه نشده است.
 فائقی: پس به خاطر قانون ورزش نیست به خاطر این است که اعتقادی به آن نیست.